تحولات منطقه

۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۷
کد مطلب: ۱۱۴۸۷۵۲

در حالی که فشارهای سنگین اقتصادی و بحران‌های سیاسی در واشنگتن، دولت ترامپ را به سمت توافقی اضطراری با ایران سوق داده است، تهران با تأکید بر «تضمین‌های عینی» و عبور از تجربه‌های ناکام گذشته، رویکردی مشروط را در پیش گرفته است.

آیا توافق میان ایران و آمریکا نزدیک است؟
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، توافق نزدیک است یا نه؟ در پاسخ باید گفت به‌نظر می‌رسد «امکان» توافق بیش از هر زمان دیگری واقعی شده، اما «تضمین» آن هنوز وجود ندارد؛ چون هر دو طرف هم دلایل جدی برای حرکت به سمت توافق دارند و هم ترمزهای جدی برای امضا کردنش. آمریکا زیر فشار هزینه‌های جنگ، تورم و انتخابات است؛ ایران زیر فشار خسارت‌های امنیتی و اقتصادی اما با یک خط قرمز روشن: «هیچ بازگشتی به تجربه برجامِ بی‌ضمانت و خروج یک‌طرفه واشنگتن وجود ندارد». بنابراین به‌نظر می‌رسد آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، بیشتر به یک «تفاهم موقت و چندلایه» شبیه است تا یک توافق جامع نهایی؛ تفاهمی که هم زمان جنگ را متوقف کند، هم فشار اقتصادی را کم، و هم پرونده هسته‌ای را به آینده موکول کند.

در واشنگتن، تصویر رسمی این است که کار تقریباً به «مراحل پایانی» رسیده است. دونالد ترامپ در سخنانی صریح اعلام می‌کند که جنبه‌ها و جزئیات نهایی توافق در حال بررسی است و به‌زودی اعلام خواهد شد؛ ادعایی که از زبان مارک روبیو، وزیر خارجه دولت او، با لحنی دیپلماتیک‌تر تکرار می‌شود: «پیشرفت‌هایی در قبال پرونده ایران حاصل شده» و ممکن است «در یکی دو روز آینده حرف‌های قابل توجهی» برای گفتن باشد. این سطح از آشکارگویی، برای دولتی که معمولاً پرونده‌های حساس را پشت درهای بسته نگه می‌دارد، به خودی خود نشانه‌ای است که چیزی فراتر از حدس و گمان در جریان است؛ به‌ویژه وقتی ترامپ هم‌زمان از تماس‌های تلفنی فشرده با سران قطر، عربستان سعودی، ترکیه، امارات، مصر، اردن، بحرین و فرمانده ارتش پاکستان درباره ایران خبر می‌دهد و همگی، طبق روایت رسانه‌های آمریکایی، یک پیام مشترک را تکرار کرده‌اند: «توقف جنگ به نفع منطقه است.»

این اجماع کم‌سابقه علیه ادامه جنگ، با روایت پاکستانی‌ها تکمیل می‌شود. وزیر خارجه پاکستان، پس از تماس مهم ترامپ با اسلام‌آباد و سایر پایتخت‌های منطقه، فضای مذاکرات را «مایه خوش‌بینی» نسبت به یک نتیجه مثبت و پایدار توصیف می‌کند. هم‌زمان، گزارش‌هایی که از جزئیات تفاهم اولیه «احتمالی» به بیرون درز کرده، تصویر فنی‌تری ارائه می‌دهد: واشنگتن در گام اول متعهد می‌شود تحریم‌های نفتی ایران را به حالت اسقاط درآورد تا تهران بتواند بدون قیدوبندِ تحریم، نفت خود را در دوران مذاکرات بفروشد؛ دارایی‌های بلوکه‌شده ایران( طبق برخی منابع تا سقف ۲۵ میلیارد دلار) آزاد شود؛ و یک تفاهم‌نامه اولیه(MOU) اعلام گردد که در آن، پایان جنگ در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، مورد تأکید قرار می‌گیرد و رژیم صهیونیستی به عنوان متحد آمریکا ناگزیر از توقف عملیات در این جبهه می‌شود. این تفاهم، ساختاری زمان‌بندی‌شده دارد: ۳۰ روز برای تنظیم و اجرای ترتیبات مربوط به محاصره دریایی و تنگه هرمز و ۶۰ روز برای مذاکرات هسته‌ای؛ با این نکته کلیدی که ایران در این مرحله «هیچ اقدام مشخص هسته‌ای» را نپذیرفته و پرونده هسته‌ای عمداً به آینده موکول می‌شود.

اما این فقط نیمه آمریکایی- منطقه‌ای ماجراست. در تل‌آویو، همین نشانه‌ها به زبان دیگری ترجمه می‌شود: زبان «وحشت، شکست و پیروزی ایران». رسانه‌های رژیم صهیونیستی انتشار خبرهای غیررسمی از نزدیک شدن به تفاهم ایران و آمریکا را آشکارا با نگرانی دنبال می‌کنند. شبکه ۱۲ تلویزیون این رژیم می‌گوید «ساعات آینده سرنوشت‌ساز است» و جزئیات توافق در حال شکل‌گیری را «به ضرر اسرائیل» می‌بیند. یدیعوت آحارانوت از نگرانی فزاینده در سرزمین‌های اشغالی می‌نویسد؛ نگرانی از تفاهمی که نه خلع سلاح هسته‌ای ایران را تضمین می‌کند، نه پروژه موشکی آن را محدود، و نه نفوذ منطقه‌ای ایران را مهار.

روزنامه معاریو پا را فراتر می‌گذارد و صریحاً اعلام می‌کند «پیروزی ایران نزدیک است» و تل‌آویو باید در محاسبات خود بازنگری و ائتلاف‌های جدیدی ایجاد کند. در این فضا، «سکوت مطلق» نتانیاهو درباره خبرهای توافق، خود به موضوع خبر تبدیل شده؛ سکوتی که رسانه‌های صهیونیستی آن را محکوم و نشانه درماندگی در برابر روندی می‌دانند که از کنترل تل‌آویو خارج شده است.

خبرنگار شبکه آی۲۴ در پخش زنده می‌گوید: «پایان نبرد به این شکل، شکستی بزرگ برای نتانیاهو است»؛ و کانال ۱۳ هشدار می‌دهد تمدید آتش‌بس ۶۰ روزه، دقیقاً بر خلاف چیزی است که اسرائیل می‌خواست. از منظر اسرائیل، توافقی که جنگ را متوقف کند، فشار بر ایران را سبک کند و پرونده هسته‌ای را بدون محدودیت‌های بلندمدت کنار بگذارد، چیزی جز اعتراف به عقب‌نشینی آمریکا و پیروزی راهبردی تهران نیست.

در تهران اما، تصویر ساده «پیروزی نزدیک» با احتیاط و بی‌اعتمادی همراه است. تجربه خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام و تکرار بدعهدی‌ها در آزادسازی دارایی‌ها، نگاه ایران را نسبت به هرگونه تفاهم اولیه سخت‌گیرانه کرده است. شنیده‌ها تأکید می‌کنند که تهران، هرگونه MOU را مشروط به آزادسازی واقعی و قابل دسترس بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده کرده؛ نه فقط روی کاغذ، بلکه به شکلی که پول در دسترس اقتصاد ایران باشد.

ایران با صراحت تاکید کرده آزادسازی اموال نمی‌تواند به «توافق نهایی هسته‌ای» موکول شود؛ بلکه دست‌کم بخشی از آن باید هم‌زمان با اعلام تفاهم آزاد شود و سازوکار آزادی مابقی نیز دقیقاً تعریف گردد تا در صورت تکرار سنگ‌اندازی آمریکا، ایران در ادامه مذاکرات بتواند تجدیدنظر کند.

در سطح سیاسی، چهره‌هایی مانند علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس یادآوری می‌کنند که جمهوری اسلامی در حوزه‌هایی چون مدیریت تنگه هرمز، جبهه مقاومت و عدم خروج مواد هسته‌ای از خاک ایران «هیچ عقب‌نشینی‌ای» را نمی‌پذیرد و با توجه به سابقه زیاده‌خواهی آمریکا و بازی با افکار عمومی، «نزدیکی به توافق» را دست‌کم در سطحی که واشنگتن و رسانه‌های غربی القا می‌کنند، واقعی نمی‌دانند. از نگاه این جریان، وقتی ترامپ می‌گوید «ایران برای توافق زمان ندارد»، در واقع اعتراف می‌کند که این خود آمریکا است که در حال از دست دادن زمان است؛ کشوری که تحت فشار افکار عمومی، کنگره و شکست‌های پی‌درپی در برابر محور مقاومت قرار گرفته و کسی حاضر نیست مسئولیت این شکست‌ها را بر عهده بگیرد.

به این مورد اضافه کنید که یکی از رسانه‌های داخلی به نقل از یک منبع مطلع اعلام کرده که اختلاف میان ایران و آمریکا بر سر یکی دو بند از تفاهم‌نامه احتمالی همچنان ادامه دارد و به‌دلیل مانع‌تراشی‌های آمریکا هنوز موضوع نهایی نشده است.

یپبه‌گفته این منبع ایران بر احقاق حقوق مردم خود تأکید دارد و این موضوع به میانجی پاکستانی اعلام شده است که در صورت ادامه مانع‌تراشی‌های آمریکا، امکان نهایی‌شدن تفاهم‌نامه وجود ندارد.

در صحنه داخلی آمریکا، فشارها بیش از آن است که در بیانیه‌های رسمی دولت منعکس شود. تد کروز، سناتور جمهوری‌خواه، در شبکه‌های اجتماعی صراحتاً می‌نویسد از شنیده‌ها درباره یک «تفاهم» با ایران «به‌شدت نگران» است؛ تفاهمی که به باور او می‌تواند میلیاردها دلار پول در اختیار تهران بگذارد، امکان ادامه غنی‌سازی را حفظ کند و ایران را در موقعیتی بگذارد که کنترل مؤثری بر تنگه هرمز دارد.

او این روند را «اشتباهی فاجعه‌بار» می‌داند و حتی حمایت چهره‌هایی نظیر راب مالی از این تفاهم را نشانه‌ای منفی تلقی می‌کند. این شکاف درونی در واشنگتن میان کسانی که به توافق به‌عنوان راه فرار از بحران نگاه می‌کنند و کسانی که آن را تسلیم در برابر ایران می‌خوانند؛ هم کار دولت را سخت می‌کند، هم از زاویه دید تهران نشانه‌ای است که چون بدون پشتوانه عمیق داخلی در آمریکا است، باعث می‌شود عملا روی کاغذ بماند.

از زرفی پشت این چالش سیاسی، یک واقعیت اقتصادی سخت نهفته است: جنگ با ایران حتی در سطح حملات محدود، محاصره دریایی و ناامنی در تنگه هرمز، مستقیماً به جیب آمریکایی‌ها اصابت کرده است. تورم ۳.۸ درصدی در آوریل، رکورد جدیدی بعد از ۲۰۲۳ بوده و نظرسنجی‌های دانشگاه میشیگان نشان می‌دهد شاخص اطمینان مصرف‌کننده در آمریکا به پایین‌ترین سطح تاریخی خود سقوط کرده؛ آن هم درست در آستانه فصل سفرهای تابستانی.

قیمت بنزین نسبت به سال قبل ۳۰ درصد رشد کرده و به بالاترین سطح چهار سال اخیر رسیده، در حالی که ۴۵ میلیون آمریکایی قصد سفر دارند. هزینه سبد غذایی خانوار آمریکایی نیز به‌شدت بالا رفته: گوشت و استیک بیش از ۱۶ درصد، هات‌داگ ۱۱ درصد، گوجه‌فرنگی ۴۰ درصد و حتی کالاهایی مثل قهوه، نوشیدنی‌ها و چاشنی‌ها با جهش‌های دو رقمی روبه‌رو شده‌اند.

در آسمان، بلیت هواپیما بیش از ۲۰ درصد گران‌تر شده که علت مستقیم آن افزایش هزینه سوخت جت زیر سایه ناامنی در هرمز است. نتیجه این ترکیب، فروپاشی «رویای تعطیلات تابستانی» برای طبقه متوسط آمریکایی و تشدید نارضایتی از دولتی است که شعار فشار حداکثری و قدرت‌نمایی در خلیج فارس را سر داده؛ اما هزینه‌اش را از سفره مردم خود می‌گیرد. همین جا است که تحلیل‌هایی مانند گزارش گاردین معنا پیدا می‌کند. این روزنامه می‌نویسد ترامپ «بیش از هر زمان دیگری» به یک توافق صلح با تهران نیاز دارد، چون می‌داند ادامه جنگ یعنی تورم بیشتر، نارضایتی عمیق‌تر و هزینه انتخاباتی سنگین‌تر در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶.

تحلیل راجان منن، پژوهشگر موسسه مطالعات جنگ و صلح سالتزمن دانشگاه کلمبیا، لایه دیگری به ماجرا اضافه می‌کند. او یادآوری می‌کند همان‌طور که ریشه‌های برجام ۲۰۱۵ به مذاکراتی از ۲۰۰۳ برمی‌گشت، مسیر امروز هم محصول یک روند طولانی کشمکش، فشار و آزمون‌های شکست‌خورده است.

به گفته او، آمریکا در آخرین دور مذاکرات در پاکستان تلاش کرد متن ۱۵ ماده‌ای خود را بر طرح ۱۰ ماده‌ای ایران تحمیل کند اما «در موقعیتی نبود شرایط را دیکته کند»؛ به همین دلیل ایران پیشنهاد آمریکا را رد کرد. سپس، ترامپ با اعلام محاصره دریایی ایران از طریق تنگه هرمز سطح بحران را بالا برد؛ اقدامی که گاردین آن را بی‌پرده «اقدام جنگی» توصیف می‌کند. با این همه، هیچ‌یک از دو طرف در گفتار رسمی خود درِ مذاکره را نبسته‌اند. پاکستان و مصر در کنار قطر با «پشتکار» به‌عنوان میانجی، در حال تلاش برای ایجاد پلی میان تهران و واشنگتن‌اند. از نگاه منن، هر دو طرف دلایل محکمی برای فرار از یک جنگ تمام‌عیار دارند: آمریکا به‌خاطر اقتصاد و انتخابات، ایران به‌خاطر هزینه‌های انسانی و اقتصادی حملات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ و دشواری بازسازی در صورت ادامه درگیری.

بر همین اساس است که او یک چارچوب پیشنهادی برای دیپلماسی تازه مطرح می‌کند: آمریکا باید حق ایران برای غنی‌سازی در چارچوب NPT را به رسمیت بشناسد؛ ایران در مقابل سطح غنی‌سازی را محدود و تحت نظارت آژانس مدیریت کند و غنی‌سازی بالاتر از سقف معین را برای دوره‌ای محدود متوقف سازد؛ ذخایر غنی‌شده در داخل، تحت نظارت، رقیق شود نه اینکه از کشور خارج گردد؛ تهران بار دیگر تعهد کتبی به عدم ساخت سلاح هسته‌ای ارائه دهد؛ ایران از مطالبه غرامت جنگی صرف‌نظر کند و آمریکا در مقابل تحریم‌ها را لغو، دارایی‌ها را آزاد و هزینه‌های اضافی ترانزیت از هرمز را پس از برآورد هزینه‌های بازسازی حذف کند. گام نهایی این چارچوب، یک پیمان عدم تجاوز میان ایران و آمریکا است که در قالب قطعنامه شورای امنیت تثبیت شود و الگوی توافق‌های مشابه میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس قرار گیرد. منن تأکید می‌کند سه شرط برای موفقیت چنین طرحی ضروری است: اول، این‌بار «واشنگتن هم باید مصالحه کند، نه فقط ایران»؛ دوم، ترامپ باید آتش‌بس را تمدید و بپذیرد که مذاکرات زمان‌بر است؛ و سوم، باید نتانیاهو از هرگونه اقدام تحریک‌آمیز علیه ایران بازداشته شود، چون یک حمله اسرائیل می‌تواند همه چیز را از ریل خارج کند.

با کنار هم گذاشتن این قطعات، تصویر روشن‌تر می‌شود: از منظر آمریکا، ادامه جنگ با ایران دیگر نه به سود اقتصاد است، نه به سود سیاست داخلی، و نه حتی به سود موقعیت جهانی واشنگتن که زیر فشار افکار عمومی و متحدان خسته از بحران‌های بی‌پایان قرار گرفته است. از منظر ایران، ادامه فشار حداکثری نشان داده تهران قادر است ضربات را تحمل و حتی در میدان پاسخ دهد، اما هزینه‌ها واقعی است و اگر امکانی برای کاهش فشارهای اقتصادی بدون زیر پا گذاشتن خطوط قرمز راهبردی فراهم شود، قابل تأمل است.

از منظر منطقه، ائتلاف عربی- اسلامی که روزی آمریکا روی همراهی بی‌قید و شرط آن حساب می‌کرد، امروز با زبانی واحد «پایان جنگ» را مطالبه می‌کند. از منظر اسرائیل، هر تفاهمی که جنگ را متوقف و فشار حداکثری را تضعیف کند، «شکست» است؛ به همین دلیل تل‌آویو به یکی از اصلی‌ترین مخالفان توافق بدل شده است. و از منظر افکار عمومی آمریکا، هر روز ادامه تنش یعنی گرانی بیشتر در پمپ بنزین، سوپرمارکت و فرودگاه؛ فشاری که هیچ سیاستمداری در آستانه انتخابات نمی‌تواند از آن چشم بپوشد.

پس آیا توافق نزدیک است؟ عناصر یک تفاهم اولیه از آتش‌بس و توقف جنگ در همه جبهه‌ها تا آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران و برداشتن موقت تحریم‌های نفتی روی میز قرار گرفته و رسانه‌های نزدیک به تصمیم‌سازان در آمریکا، اروپا، پاکستان و حتی نیویورک‌تایمز آن را جدی گرفته‌اند. در تهران، تأکید بر شروط سخت و لزوم تضمین عملی نشان می‌دهد «تمایل مشروط» وجود دارد، نه خوش‌بینی ساده‌لوحانه.

در واشنگتن، فشارهای اقتصادی و سیاسی نیاز به توافق را واقعی کرده، هرچند جناح‌های تندرو هنوز در برابر آن مقاومت می‌کنند. ترکیب این عوامل می‌گوید: نه می‌توان از «توافق قطعی و قریب‌الوقوع» سخن گفت، نه می‌توان آن را صرفاً جنگ روانی دانست. ما در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که برای نخستین بار پس از سال‌ها، همه بازیگران اصلی از تهران و واشنگتن تا پایتخت‌های عربی به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه ادامه جنگ از هزینه یک مصالحه دشوار بیشتر است. مابقی، بستگی دارد که آیا آمریکا این‌بار حاضر است واقعاً امتیاز بدهد، نه فقط مطالبه کند؛ و آیا ایران می‌تواند بدون اعتماد، اما با محاسبه دقیق منافع ملی، از فرصتِ فشار حداکثری بر واشنگتن برای گرفتن امتیازهای ملموس استفاده کند یا نه.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha